ای سرنوشت

تو از من چی‌ میخواهی‌

اما می‌دانم

وقتی کوچک بودم در دنیای عشق و مهربانی به سر می‌‌بردم

و چی‌ زیبا بود

لحظه‌ها‌ای که زمین خوردن،  بلند شدن،

پرواز به آسمان 

و دویدن بر روی ابر‌ها را تجربهٔ می‌کردم

کی‌ این‌ها همهٔ و همهٔ یاد گاری از عشق است

کی‌ تو از من گرفتی

ای سرنوشت 

من آزاد آفریدهٔ شده ام

می‌ خواهم آزاد باشم و آزاد زندگی کنم

 من محکوم به رفتن نیستم